او هوايم را داشت وقتي که پياده رو ها ليز و يخبندان بود بي هوا رفت بي هوا ماندم و چه هوايش امروز که پياده رو ها ليز و يخبندان است در سرم پيچيده است.
————————
لهي
.
.
.
.
.الهي
.
.
.
.
.
الهي من قربون اون
.
.
.
.
.
.چشمات برم که دنبال sms مي گرده
———————–

چراغ را خاموش کن سر تا پا ايستاده ام به آغوشم بيا . بي ماه شب کامل نمي شود
————————–
سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه رو نداره تنديس زيبايي نميشه.از زخمهاي تيشه خسته نشو که وجودت شايسته ي تنديس زيبايي است
————————-
روز اول خيلي اتفاقي ديدمت… روز دوم الکي الکي چشمام به چشماي تو افتاد…روز سوم ….هفته ي بعد دزدکي بهت نگاه کردم … ماه بعد شانسي به دلم نشستي و حالا سالهاست يواشکي دوستت دارم…

———————–
ا
نه در کف فنجان فهوه نه در اخم پيشاني فالگير بزرگ نه در ازدحام آدمهايي که سرد از کنارم مي گذرند… نمي توانم بيابمت..نمي توانم..تو بين لايه هاي پيچ در پيچ تقدير من در کف دستم گم شده اي…

گردآوری : مجله اینترنتی صبح نو

این نوشته برای شما جذاب بود؟ با دیگران به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات

پربازدید ترین مقالات